نگراني جاروبافان تلگرد براي ادامه معاش در شهرك صنعتي ؛ترديد هاي جدي براي ساماندهي يك شغل 120 ساله
هر چه از طلاب به تلگرد نزديكتر ميشويم، ماشين توي پستي و بلنديهاي بيشتري گرفتار ميشود. يك جاي خيابان تنگ است و جاي ديگرش عريض، ستونها سر از وسط خيابان درآوردهاند و در برخي قسمتها جايي با عنوان پيادهرو يا جدول اصلا به چشم نميخورد. داخل اين خيابان، گرد و خاك معلق در هوا نفس را سخت ميكند. كافي است، يك ربع در مغازههاي جاروبافان اينجا درنگ كني، با وجود ذرات معلق در هوا صحبت كردن برايت سخت ميشود.
در طول خيابان اصلي و فرعي تلگرد كه حركت ميكني بسياري از مغازهها پلمب شدهاند، اگر كسي از تاريخچه مشهد قديم خبر داشته باشد، ميداند كه اين محله روزگاري معروف به محله جاروبافان بوده، اما امروز اگر براي خريد جارو سري به آنجا بزند، متوجه نميشود اين همان بازار قديمي جارو است.
2هزار و 600 تومان هزينه ساخت هر جارو بدون در نظر گرفتن سختيها
نميداند از كجاي مشكلاتشان شروع كند، اما صحبتش با اين چند جمله از دل كنده ميشود: چقدر دلم ميخواهد يك روز بيدغدغه را در شغل كمدرآمد جاروبافي داشته باشم. مگر ما از دل خوشمان است كه جاروباف شديم. توليد هر جارو بدون درنظر گرفتن مشقات ساخت آن براي ما 2هزار و600 تومان در ميآيد، در حالي كه مردم همين مبلغ را هم براي خريد جارو با رضايت پرداخت نميكنند.
«گلمشكي» يكي از جاروبافان محله تلگرد است. در حالي كه مشغول دسته كردن جاروهاست، ماسك روي صورتش را كمي جابهجا ميكند تا راحتتر صحبت كند و ادامه ميدهد: جاروبافان اصالت محله تلگردند. اين شغل آبا و اجدادي اهالي قديمي محله است. آدمهايي كه براي اين كار زحمت كشيدهاند پدران و پدربزرگان ما بودهاند كه حالا ديگر به رحمت خدا رفتهاند و در بين ما نيستند. آنها بيش از 120سال در همين محله به اين شغل پرداختهاند و حالا ما نگهبان اين شغل اجداديمان هستيم.
«حسن»، شاگرد يكي از مغازههاي جاروبافي اين حوالي در خصوص مشكلاتي كه اين شغل ايجاد ميكند به وجود موش و سوسك و حشرات موذي به خصوص در انبارهاي مغازهها اشاره ميكند و ادامه ميدهد: اين روزها همه جا موش و سوسك پيدا ميشود و اين مسئله ربطي به جارو بافي ندارد. البته اين شغل ناقل آسم و بيماري واريس براي جاروبافان است و درآمد روزانه آن از درآمد يك كارگر ساختمان هم كمتر ميباشد، ولي بسياري از اهالي اين محدوده براي اينكه جاروبافي شغل موروثي و خانوادگي آنها است، در حفظ اين ميراث تعصب خاصي دارند.
از داخل مغازهي ابتداي خيابان اصلي صداي بلندي به گوش ميرسد. كمي جلوتر ميروم. پشت در مغازهاي جاروها با نظم خاصي به ارتفاع يك متر روي هم چيده شدهاند. كمي نزديكتر ميشوم، انتهاي مغازه پيرمردي در حال يك دست كردن سر جاروهاست و آنها را با تيغ دستگاهي كه با شدت فرود ميآيد، ميبرد. صداي دستگاه بلند است و او كه در تاريكي مغازه كمنورش سخت مشغول كار است، صدايم را نميشنود.
جاروبافان تلگرد: ما شاكي خصوصي نداريم!
«ملكي» كه در اواخر خيابان تلگرد در مغازه كوچكي مشغول درست كردن دسته جاروست، به اين گفته كه اهالي تقاضاي پلمب مغازهها را دارند، اعتقادي نداشته و ميگويد: اگر هم اهالي از موش و سوسك در رنج باشند كه نيستند، آنها هيچگاه به شهرداري شكايت نكردهاند.
وي ادامه ميدهد: هرگاه به شهرداري بروي و بگويي ليست كساني را كه از جاروبافها شكايت كردهاند ارائه دهيد، آنها هيچ مدركي براي اثبات اين حرف ندارند. ميدانيد براي چه؟! زيرا اكثر مردم اين حوالي خودشان جاروباف يا عضوي از خانواده جاروبافان هستند. پس چطور ممكن است، اهالي كه خودشان از چندين سال پيش نسل در نسل جاروبافي شغل خانوادگيشان بوده است وممر درآمدشان از اين راه است، نسبت به آن شاكي باشند؟!
تعداد زيادي از اهالي اين محله نيز كه در اين گفتگو شركت دارند، سخنان ملكي را تاييد ميكنند: درست است كه جاروبافي در اين محله مشكلاتي را به وجود آورده، اما از آنجا كه اين شغل اكثر اهالي يا خانوادههايشان است كسي خواستار پلمب مغازه ها نيست.
مهاجران، از جاروبافي مخفيانه درآمد بيشتري كسب ميكنند
يكي از افرادي كه در تلگرد مغازهاش را پلمب كردهاند، ميگويد: پلمب مغازهها راهكار خوبي براي منتقل كردن جاروبافان و ساماندهي آنان نيست. اين عمل فقط سبب ميشود كه اهالي راههاي مخفيانهاي را براي جاروبافي انتخاب كنند. زيرا افرادي كه اين شغل را به صورت موروثي دارند، معمولا درآمد خوبي از اين راه كسب نميكنند و نياز مالي آنها سبب ميشود كه مانند بسياري از مهاجران افغاني به صورت پنهاني و همراه خانوادههايشان مخفيانه كار كنند. يكي ديگر از صاحبان مغازه در اين خصوص ميگويد: اگر به جاروبافان فشار بياورند و آنها ترغيب به ساخت جارو به صورت مخفيانه شوند، جاروبافي مانند قديم دوباره ميان خانوادهها ترويج مييابد و علاوه برسوددهي بيشتر، جاروبافان ميتوانند از عوارض و ماليات و اين گونه هزينههاي مضاعف در امان باشند و ديگر كسي هم به خاطر تجمع مقدار اندكي چوب جارو در مقابل مغازهها حكم پلمب آن را نميدهد.
او اضافه ميكند: تقريبا تمام ساكنان افغاني تلگرد در خانههايشان و همراه خانواده خود جاروبافي ميكنند و اين امر سبب ميشود كه چون هزينهها براي آنها سبكتر درميآيد، جاروهايشان را هم ارزانتر از ما جاروبافاني كه ماليات و عوارض پرداخت ميكنيم، بفروشند و اين امر با تورم اقتصادي حاكم باعث شده است، جاروبافان ايراني كه مغازه دارند، مشتري خود را از دست داده و از لحاظ اقتصادي دچار مشكل شوند.
اتحاديهاي كه اتحادي براي حل مشكلات ندارد
جاروبافان ميگويند: با وجود اينكه براي اين صنف از سال 83 اتحاديه وجود دارد، نه وامي به ما تعلق ميگيرد، نه بيمهاي و نه كمك ديگري. تنها كاري كه اين اتحاديه تا كنون انجام داده است، كمك به تسريع انتقال جاروبافان به شهرك صنعتي ثامن در مهرآباد است كه هيچكدام از جاروبافان با آن موافق نيستند.
يكي ديگر از جاروبافان ميگويد: اتحاديه به صورت خودجوش از بين اعضاي همين صنف تشكيل شده است و سرمايه بسيار اندكي دارد و مسئولان هم كمكي به آن نميكنند، چون متاسفانه جارو را جزو صنايعدستي قبول ندارند و چشمشان را بر تمام زحمات سخت جاروبافان بستهاند و به همين دليل بانك، شهرداري، دارايي و بيمه نيز كه ارگانهاي دولتياند، حاضر به پرداخت تسهيلات به جاروبافان نيستند.
شهرك صنعتي ثامن نه امنيت دارد، نه آب و گاز
سلطاني، يكي ديگر از جاروبافان قديمي درباره تاريخچه جابهجايي جاروبافان به شهرك صنعتي ثامن ميگويد: حدود شش يا هفت سال پيش زماني كه معلمي، شهردار اين منطقه بود، تصميم بر اين ساماندهي گرفته شد. از شهرداري آمدند و مغازهها را پلمب كردند و پس از پلمب تعدادي از مغازهها، وقتي شهردار را براي بازديد از اين شهرك برديم و اوضاع نابهسامان آن را ديد، دستور فك پلمب داد و جاروبافان فعاليتشان را ادامه دادند.
يكي ديگر از جاروبافان هم با تاييد اين سخنان ميگويد: در شهرك صنعتي مشكلات زيادي وجود دارد كه بعد از 6سال هنوز اصلاح نشده است. اين شهرك علاوه بر نداشتن آب و گاز، امنيت هم ندارد. ساعت 4 بعداز ظهر به بعد شهرك مملو از افغانيهايي ميشود كه در زمين وسيع آن به كارهاي خلاف مشغولند و از ديگر مشكلاتي كه به وفور در آن به چشم ميخورد اين است كه اين شهرك ناامن است و دزدي فراواني در آن اتفاق ميافتد. متاسفانه پليس هم كه در محل حاضر ميشود از همان دور كه ميآيد آژير ميكشد و به جاي دستگير كردن دزدها، آنها را فراري ميدهد. گرامي، يكي ديگر از ساكنان نيز ميگويد: جاروبافان با روزي 7،8 هزار تومان درآمد، هزينه رفت و برگشت به شهرك ثامن را ندارند، آنها در صورت انتقال به اين شهرك به دليل اينكه شغل جاروبافي يك حرفه خانوادگي است، بايد خانوادههايشان را هم به آنجا ببرند و براي اين امر نياز به خانه در محل كارشان دارند.
صحبت جارو بافها تمامي ندارد، آنها درخواست رسيدگي به مشكلاتشان در همين محله را دارند، محلهاي كه به قول خودشان محله آبا و اجداديشان است.
ساماندهي جاروبافان ضروري است
در اين رابطه با شهرداري منطقه 4 تماس ميگيرم و ضمن بيان مسائل، نظر آنها را نيز جويا ميشوم. مدير روابط عمومي شهرداري منطقه 4 با بيان دليل مخالفت جاروبافان براي مستقر شدن در محل جديد ميگويد: بحث ساماندهي مشاغل مزاحم به عهده سازمان ميادين است كه با وجود اين شهرداري منطقه 4 در صورت انتقال جاروبافان به شهرك صنعتي كليه مسائل امنيتي و رفاهي آنها را تامين خواهد كرد.دانش ميافزايد: دادن امكانات بسته به تعداد جاروبافاني دارد كه در اين مكان مستقر ميشوند، بنابراين اجراي اين امكانات منوط به همكاري آنها است.